تبليغاتX
میرزا بنویس
گشودن بند قبا را خواجه می خواسته یا گشادگی ابرو؟!

سایه ی عزیز ( هوشنگ ابتهاج ) در تصحیح گرانسنگش از دیوان حافظ،( حافظ به سعی سایه ) آنجا که در ترجیح یکی از چند صورت ابیات موجود در نسخ مورد بررسی اش، مبنا را بر همخوانی زیبایی های لفظی و معنایی بیت با سایر ابیات حافظ و به عبارت مصطلح این وادی، حافظانه بودن بیت قرار داده است یکی از ابیات دیوان را که من مدتها با خود خوانده و از معنای ساده اما شوق انگیزش لذت ها برده ام ( علی الخصوص در بعضی جاها و با بعضی همنشینان و غیره ) به این صورت اصلاح کرده:

 صورت مورد پذیرش سایه:

گشاد کار مشتاقان در آن ابروی دلبند است    ***    خدا را یک نفس بنشین گره بگشا ز پیشانی

صورت مورد علاقه ی من:

امید از بخت می دارم که بگشایم مگر بندش    ***    خدا را ای فلک با ما گره بگشا ز پیشانی

که البته صرفنظر از آنچه که صورت اول از تناسب های لفظی و آوایی بیش از دومی دارد، نشستن ابرو در مصراع اول آن؛ به  کلمه پیشانی در مصراع دوم جلوه ی زیباتر و به تعبیر خود سایه مقام والاتری بخشیده است و از این رو اگر ملاک را همان حافظانه بودن گرفته باشیم، همان که سایه برگزیده شایسته تر است.

اما از آنجا که یکی از برجسته ترین صفات شعر خواجه، همان است که هر کسی را از ظن خویش یار او کرده و راه شعرش را برای هر گونه تفسیر و تعبیر باز گذاشته، من همچنان به بیت مورد علاقه ی خویش وفادار می مانم و همان را در حافظه باقی نگه می دارم، چرا که گمان ندارم حکیم خوب شیراز به هنگام سرودن اشعارش آنقدر در بند زیبایی لفظ و تناسب و هم آوایی و از این دست مانده باشد که ساده ترین خواسته های انسانی را از بیم عدم رعایت این ها، پنهان کند. و ای بسا که در موارد دیگر با بیانی حتی ساده تر از این نیز، زبان به خواسته اش گشوده:

بگشا بند قبا تا بگشاید دل من    ***    که گشادی که مرا بود ز پهلوی تو بود

که از قضا این بیت مورد اختلاف بین نسخ هم واقع نشده است و در بیشتر آنها ( از جمله سایه ) به همین صورت آمده است.

+ نوشته شده در شنبه هجدهم مهر 1388 |