تبليغاتX
میرزا بنویس
دو کلمه حرف حساب !

 "  ... ببينم اگر همين هايي که حادثه ی تاسوکي را درست کردند يا يک گروه ديگری در شمال يا جنوب ايران مي رفت و يک ارتش کوچک درست مي کرد و عکس رهبر يک کشور ديگر را هم نصب مي کرد در تشکيلات اداری اش آنوقت چه مي گفتيد؟ حزب الله لبنان همين وضعيت را دارد. ارتش درست کرده، تانک و توپ دارند و بيشتر از اين که پيرو تشکيلات سياسي لبنان باشند دنباله روی ايران هستند. جمهوری اسلامي و همه ی ما ايراني ها برای خودمان همين وضعيت را در ايران تحمل نمي کنيم و اسمشان را جدايي طلب مي گذاريم. هزار جور نمونه اش را هم داريم که با رضايت تمام به سرنگون شدن جدايي طلب ها با رضايت نگاه کرده ايم آنوقت به حزب الله که نگاه مي کنيم يادمان مي رود که اين ها اصلأ يک کشوری درست کرده اند در داخل لبنان. خوب منتظريد همسايگان لبنان بنشينند تماشا کنند؟ يک کودتای نوژه در ايران شد هنوز که هنوز است هر بار که حرفي مي شود هزار جور طعنه به ارتشي ها مي زنند که نوژه يادتان هست؟ آنوقت حزب الله لبنان يک قسمتي از کشور را گرفته و علم و کتل زده برای خودش. مي دانيد من مقايسه که مي کنم مي بينم حزب الله و تاسوکي ها مثل هم هستند. ادعايشان يک جور است. حالا اگر پاکستاني ها مثلأ بريزند تاسوکي ها را قلع و قمع کنند جمهوری اسلامي مخالفت مي کند؟ حالا يک روزی بلاخره معلوم مي شود که دليل حمايت از عرب ها در جمهوری اسلامي اين است که اصلأ عرب ها دارند حکومت ايران را اداره مي کنند. وقتي رئيس مجلس اعلای انقلاب اسلامي عراق مي شود رئيس عدليه ی ايران خوب خودتان باقي اش را بخواني! "

از آزاد نویس

پی نوشت : البته در مورد اینکه نشستن رئیس مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق در راس عدلیه ایران باید به این نتیجه گیری خطی منجر شود که عرب ها حکومت ایران را اداره میکنند ، حرف بسیار است که باشد برای بعد !

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مرداد 1385

مردم ما ، رسانه ي ملي و لبنان و فلسطين
 آنچه امروز بر لبنان میگذرد ، نشانه است از عزم مشترك جامعه ي جهاني به از ميان برداشتن واپسين حلقه ي آرمانگرايان خاورميانه اي . شكوه هاي روز و شب دستگاه تبليغاتي جمهوري اسلامي از سكوت اعراب هم چون هميشه بي خريدار مي ماند چرا كه گويي دنيا به اين اجماع رسيده است كه حزب الله مسلح ، غده اي سرطانيست كه دير يا زود بايد از پيكر منطقه خارج شود . از همين رو اين روزها شاهديم كه رسانه هاي عرب زبان هم مسابقه گذاشته اند در بخشيدن تريبون به سران اسرائيل براي توجيه و دفاع از مواضعشان !

اما چند روزيست كه صحبت از بي تفاوتي مردم ما نسبت به ستمي كه بر ملت لبنان ميگذرد هم ترجيع بند بحث هاي وبلاگستاني شده . راستي چه گندي زده اند بوق هاي تبليغي جمهوري اسلامي طي اين سالها در منجمد كردن احساسات مردم اين كشور . اين همه صبح و شب و گاه و بيگاه ، نمايش تصاوير آرشيوي از خاك و خون و بدن هاي پاره و چشمهاي گريان ، كه به چاشني انواع سرودها و ترانه هاي حزن انگيز هم آغشته بود ، نتيجه اي جز اين هم نميتوانست داشته باشد . قصه ي سرزمين هاي اشغالي براي ملت ما سالهاست كه بوي نايش بلند شده است ! كهنه است و به شدت تكراري . ما كه هر روز عادتمان بوده كه در بخش هاي خبري مختلف رسانه ي مليمان تصويري ببينيم از ظلم و ستم و آتش و گلوله در فلسطين و لبنان ، امروز هم كه نوار غزه زير موشكباران سنگين و بي سابقه ايست كه به سنت منحوس اين گونه جنگها غير نظاميان و سالمندان و كودكان را نيز حتي در برگرفته ، ككمان ديگر نمي گزد ! چيزي نيست ، همان جنگ فرسايشي هميشگي است گيرم آتشش حالا كمي شعله ورتر شده ! تازه به اينها اضافه كنيد ميل ذاتي مردم ما را به مخالفت و گاها ريشخند و تمسخر ايدئولوژي هاي غالب حكومت كه يكي از اساسي ترين هايش هم همين دفاع از فلسطين و لبنان باشد . ببينيد نتيجه چه ميشود ؟!

مرتبط :

عکس هایی که در رسانه های غربی نمی بینیم

جنگ لبنان از دو زاویه - احمد زید آبادی

+ نوشته شده در جمعه سی ام تیر 1385 |

قلعه ی حیوانات ؟

این تصویر کاریکاتور دیدنی نیک آهنگ کوثر کاریکاتوریست خوش ذوق ایرانیست که برای روز آنلاین کشیده است . نیک آهنگ را آنان که در آن روزهای شکوفایی مطبوعات در سالهای ابتدایی دولت خاتمی هر از گاهی روزنامه ای هم ورق میزدند ، بخوبی میشناسند و کاریکاتور های هنرمندانه و بعضا جریان ساز او را که در آن سالها زینت نشریات اصلاح طلب بود به یاد دارند . کسی که بارها تیزهوشی و ذکاوت هنری خود را در کشیدن کارتون های زیبای متناسب با اتفاقات روز جامعه ثابت کرده و نشانمان داده که به چه زبان نافذ و اثر گذاری رسیده است در تنها یک تصویر کوچک . و این خوب میدانند آنان که داستان آن کاریکاتور تمساح ( که خود کلمه نیز بیان کاریکاتورگونه ای از کلمه ی مصباح بود ) در خاطرشان مانده .

 

  این هم کاریکاتوریست که نیک آهنگ کشیده در این روزها که آقای مصباح به قطعیت از حکومت اسلامی سخن میگوید و جمهوری اسلامی را نفی میکند و حلقه ی ثابت پای منبر نشینانش هم سوت و کفی سر میدهند .

آنان که قلعه ی حیوانات کتاب ارزشمند جرج اورول را خوانده اند...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم دی 1384 |

جسارت پذیرفتن شکست
 

در این روزها که از انتخابات پر حرف و حدیث سوم تیر گذشته است ، اهل سیاست و بازیگران این میدان ، بیش از همه کار به شمردن آرا مردم و ریختن آن به کیسه ی خویش وقت صرف کرده اند . این ، البته عادتی مالوف است که همیشه در چنین زمان ها به آن پرداخته میشود  اما شگفتا که درین مسابقه ی تحلیل و تفسیر آرا ، بزرگان قوم اصلاح طلبی دست به دامن چنان تفسیرها و ترجمه هایی از رای مردم شده اند که در ذهن پرسشگر خواننده ، آن تداعی میکند که گویی اینان که بهر روی در این بازی حساس بازنده ی میدان بوده اند ، اکنون برای تسلی خویش آسمان و ریسمان به هم می بافند و یکی از شطح می لافد یکی طامات می بافد تا شکست خویش را کوچک و مختصر جلوه دهند . ترجیع بند کلامشان هم اینست که آری ، در دور اول انتخابات مجموع آرا معین ، هاشمی ، کروبی و مهر علیزاده رای به اصلاح و اصلاح طلبی بوده است و یا حد اقل رای نه به اصولگرایی و بدین ترتیب آنان همچنان برنده ی بازی هستند .

    اما سوالی که امروز مطرح است آنکه ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم تیر 1384 |

باید طرحی نو در انداخت ...
 

بالاخره شد آنچه نباید میشد و محمود احمدی نژاد با بیش از هفده ملیون رای ( و بیش از ۶۰٪ کل آرا ) ششمین رییس جمهور ایران شد . شاید تا همین صبح جمعه سوم تیر کمتر کسی پیش بینی میکرد که احمدی نژاد با این اختلاف فاحش آرا به صندلی ریاست جمهوری تکیه زند اما بهرحال اکنون دیگر بر همه مسجل شده است که حتی ائتلاف همه گیر و گسترده ی تمامی نخبگان و اهل فرهنگ و هنر و فریاد یکصدایی که از همه سوی جامعه ی روشنفکری برخیزد هم تاثیر چندانی در تعیین سلیقه و خواست سیاسی اجتماعی توده ی کثیری از ملت ندارد .

    امروز آشکارمان شد که بخش وسیعی از مردم کوچه و بازار ... 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه چهارم تیر 1384 |

انتخابات و آنچه پیش روی ماست

در محفلی نشسته بودم با چند نفری از هم قطار ها مشغول بحث و جدل بر سر انتخابات و تحریم یا مشارکت که شنیدم یکی از میانه ی جمع گفت : " آقا بر سر این مردم که به هیچ صراطی مستقیم نیستند باید آنقدر فشار آورده شود تا روزی که ظرف تحمل جامعه بترکد و حاصل این ترکش و انفجار ، انقلابی شود که بنیان استبداد و خودکامگی را بر اندازد " . شنیدن جمله ی او همان و بحث متعاقب جمع راجع به آن همان . سخنش سخت به فکرم واداشت که چگونه است کسانی که در بطن همین جامعه تنفس میکنند دل از همه ی راههای دیگر نیل به آزادی و دموکراسی بریده و به این نظریه که بی مناسبت نمیدانم "" فشار از بالا و انفجار در پایین "" نامگذاری اش کنم ، روی آورده اند . ساعتی فارغ از بحث و مناظره ی دوستان - که حالا صدایشان نیز به رسم رایج اینگونه بحث ها اندکی بالا رفته بود - به چند و چون این نظریه ی تازه شنیده فکر میکردم تا دیدم بهانه ای هم یافته ام که از انتخابات و راه پیش رو چند کلمه ای قلمی کنم .

     به عقب تر رفتم و به سالهای قبل از دوم خرداد ۷۶ . مگر نه آنکه آن روزها ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم خرداد 1384 |